كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )

76

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )

خود گردانيد و * خود با سپاه بسيار به عزم تسخير لرستان ( 135 ) و * كوه كلونه « 1 » و بختيارى روانه گرديد . چون به بلاد بختيارى رسيد ، طايفهء بختيارى حاضر و آماده بودند ، على الغفله بر سپاه محمود ريختند . و كسان بسيار از او به قتل آورده ، به محمود غيرت دست داد . به نواحى كوه كلونه به جهة اخذ انتقام رفت . اتفاقا شبى برفى عظيم باريد . محمود از آن نواحى به جاى ديگر حركت * نتوانست كرد . از هر طرف برف راه را بسته بود . اطراف و اكناف محمود را احاطه كردند . تا سه ماه شدت برف و سرما * طول كشيد . بهر طرف تاختند ، راه به جائى نتوانستند برد . از مانند اسباط * بنى اسرائيل در آن تيه « 2 » بىدليل ، ذليل و سرگردان ماندند . بعد از سه ماه برف‌ها آب شده ، نهرها طغيان نمود . قزلباشيه جسرها را بريدند . ناچار گذشتن از آب * خواستن نمود ، ( مقدور نبود ) . سپاه و اموال در ميانه تلف شد ( و ) امكان سلامتى در خود نديدند . بالاخره قاسم خان بختيارى كه از جانب محمود ، التفات و اكرام يافته بود ، خفيه ، نزد او آدم فرستاد ( 136 ) * دليل راه بر محمود شدند و از آن همه سپاه سه هزار نفر افغان برهنه و عريان * به اصفهان رسيدند « 3 » . پنهانى در شب داخل شدند و افاغنه از محمود ديگر رو گردان ، عازم بلاد و اوطان خود شدند و آتش فتنه ، اشتعال يافت . محمود به قدر مقدور ، به خوشحال سپاه پرداخته ، اهتمام تمام به نوازش و رعايت آنها كرد . پنجاه هزار تومان به سپاه خود بخشش كرد و * در ايام فائيز به سبب ضعف به جائى حركت نكرد و در اصفهان بود . بعد از آن قدرى سپاه از قندهار و * افغان و هند آمدند ، و قدرى * از گزينى لشگر گرفته ، محمود قدرى * قوت و قدرت گرفت . شاه طهماسب مىخواست كه به اصفهان بيايد . چون * سر عسكران دولت عثمانيه ، به آذربايجان حركت كرده بودند ، شاه طهماسب به امداد اهل تبريز رفت . عزيمت محمود به تأديب اهالى جز در اين اثنا از قندهار دو هزار * كوچ مىآمد . اهالى جز ، آنها را ضبط كرده ،

--> ( 1 ) - كهكيلويه . ( 2 ) - تپه . ( 3 ) - لشگركشى محمود به نواحى بختيارى و كهگيلويه با تلفات و سرخوردگى زياد به همراه بود . براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد به : حسن فسائى : فارسنامه ناصرى ص 162 .